| شناسه پایاننامه | 1015پ |
| كد سه حرفی دانشگاه یا سازمان مجری اصلی | TAX |
| نام دانشگاه یا سازمان مجری اصلی | سازمان امور مالیاتی کشور |
| عنوان انگلیسی | Understanding Process of Occuring Alienation of Implementers from Public Policies Phenomenon in Iran; Case: Tax Policies Implementers |
| عنوان فارسی | فهم فرایند شکل گیری پدیدهبیگانگی مجریان از خط مشی های عمومی در ایران؛ مورد مطالعه: مجریان خط مشی های مالیاتی |
| سال تحصیلی | 1396 |
| تاریخ آغاز | |
| تاریخ پایان | |
| شماره بازیابی دانشگاه یا مركز | 1015.پ |
| شماره بازیابی irandoc | |
| زبان | فارسی |
| رشته تحصیلی | مديريت دولتي - تصميم گيري و خط مشي گذاري عمومي |
| مقطع تحصیلی | دكتراي تخصصي |
| تعداد صفحات | 162 ص |
| مشخصات ظاهری | جدول، نمودار، کتابنامه |
| مندرجات | |
| فایل مرتبط | |
| گزارش مدیریتی | |
| نشانی وب | |
| بودجه تخصیصی (ریال) | |
| موضوع اصلی | |
| رعایت سرعنوانهای موضوعی پزشکی | خیر |
| چکیده پایاننامه به انگلیسی | |
| چکیده پایاننامه به فارسی | مالیات یکی از با ثباتترین درآمدهای دولت است که میتواند به عنوان ابزاری در جهت اجرای عدالت اجتماعی و تشویق سرمایه گذاری استفاده شود.هدف از رساله حاضر تعیین نرخ بهینه مالیات (درآمد و ارزش افزوده ) در ایران است.بدین منظور، ابتدا یک الگوی رشد تعمیم یافته سه بخشی شامل خانوار، بنگاه و دولت بسط یافت. پس از بسط الگو و دستیابی به رابطه تعیین کننده نرخ بهینه مالیات بر ارزش افزوده،در چارچوب مدلهای تعادل عمومی قابل محاسبه(CGE) با استفاده از اطالعات ماتریس حسابداری اجتماعی1395،تحلیل تجربیبرای اقتصاد ایران انجام شد. نتایج نشان میدهند که اجرای مالیات بر ارزش افزوده با نرخ های مختلف و طی دو سناریو بهینه 5 و10 درصد موجب حداکثر سازی درآمدهای مالیاتی و حداقل سازی اثرات تنازلی، افزایش سطح عمومی قیمتها، کاهش تولید ناخالص داخلی، افزایش درآمدهای دولت، کاهش قیمت عوامل تولید، کاهش درآمد و مخارج خانوارها، افزایش جذب کل و افزایش نرخ ارز میشود. همچنین در بخش مالیات بر درآمد ابتدا ساختار پیشنهادی بر اساس مطالعات تطبیقی با تاکید برنرخها و طبقات درآمدی به عنوان مهمترین مباحث در طراحی نظام بهینه مالیات برمجموع درآمد ارائه وسپس نرخهای بهینه مالیات بر مجموع درآمد در قالب 6 طبقه بین 10تا35 درصد تعیین شد. طبقه بندیJEL؛Q37,H21 ,C33,Q58, واژگان کلیدی: نرخ بهینه مالیات، نظام مالیاتی، مدل تعادل عمومی قابل محاسبه ( (CGE، ماتریس حسابداری اجتماعی (SAM)، اقتصاد ایران Citizenship rights, Social rights, Mutual rights of citizens, and government ممیزی مبتنی بر ریسک یک سیستم مدرن انتخاب خودکار مالیات دهندگان برای حسابرسی مالیاتی است که بر مبنای پارامترهای عینی ریسک و نه مداخله مقامات مالیاتی صورت میگیرد. این سیستم مزایای کاهش فساد و کاهش بارحسابرسی را برای اکثرشرکتهای کوچک و متوسط و همینطور مؤدی بزرگ در سازمان امور مالیاتی بهبود میبخشد. از اینرو در پژوهش حاضر، با استفاده از اطلاعات و ارقام شرکتهای مختلف طی دوره 1931-1939 و استفاده از مدلهای لجستیک و پروبیت، خوشحسابی مؤدی مالیاتی مدلسازی شده است. بر اساس نتایج، متغیرهای چون، بازدهی داراییها، سو د ناخالص، نسبت آنی روی احتمال خوشحسابی مؤدی مالیاتی اثرمثبت و معناداری دارد. نتایج حاصل از تخمین روابط رگرسیونی نشان میدهند که در میان متغیرهای مالی و حسابداری مختلف که برای تجزیه وتحلیل مالی و اقتصادی مؤدی مالیاتی استفاده میشوند متغیرهای بازده داراییها، نسبت آنی و سود ناخالص به طور معناداری باعث افزایش احتمال بدحسابی (وبه عبارت دیگر کاهش احتمال خوشحسابی مؤدی مالیاتی) میشوند و نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام، حاشیه سود عملیاتی و حاشیه سود خالص به طور معناداری باعث کاهش احتمال بدحسابی (وبه عبارت دیگر افزایش احتمال خوشحسابی مؤدی مالیاتی) میشوند. براساس نتایجی به دست آمده، توصیه میشود که: جهت ارزیابی خوشحسابی مؤدی، توجه بیشتری به تغییرات بازدهی داراییها شود و مؤدی مالیاتی میتوانند با کاهش بدهیهای خود نسبت به حقوق صاحبان سهام بااحتمال بالاتری بتوانند ازنظر مالیاتی، به عنوان خوشحساب شناسایی شوند. واژههای کلیدی: اثرات نهایی–پروبیت-خوشحسابی-مدل لجستیک یکی از دلایل اثربخش نبودن اجرای خط مشی های عمومی، بیگانگی مجریان از خط مشی ها است. بیگانگی از خطمشی، حالتی روانشناختی است که منجر به گسست روانشناختی مجریان خطمشی های عمومی از خط مشی ها میشود. لذا، فهم مفهوم بیگانگی از خط مشی، به ارتقاء عملکرد خط مشی کمک میکند. به باور پژوهشگر و برخی از خبرگان، خط مشی های مالیاتی موجب بیگانگی مجریان از این خط مشی ها شده است که پیامدهایی منفی برای اجرای این خط مشی ها به همراه داشته است. لذ اهدف از این پژوهش این بودکه با فهم تجربیات مجریان خط مشی های عمومی، فرایند شکل گیری پدیده بیگانگی مجریان از خط مشی های عمومی را با تکیه بر خط مشی های مالیاتی بررسی کرده و نظریه بیگانگی مجریان از خط مشی های مالیاتی را تدوین کند. به همین منظور، پژوهشی کیفی مبتنی بر استراتژی نظریه داده بنیاد شکل گرفت. تحلیل عمیق مصاحبه ها در قالب رویکرد گلیزر، همچنین، بررسی و بازبینی مکرریافته های پژوهش، سرانجام در نظریه ای که «بیگانگی مجریان از خط مشی های مالیاتی» را تشریح میکند، نمایان شد. این نظریه از اجزای متعددی نظیر پیشایندها مقوله محوری (احساس ناکامی مجریان)، مداخله گرهای احساس ناکامی مجریان پیامدهای احساس ناکامی مجریان و مداخله گرهای پیامدهای احساس ناکامی مجریان تشکیل میشود. برهمین اساس،یافته ها نشان داد که بر هم کنشهای سطح استراتژیک تدوین خط مشیهای مالیاتی و سطح تاکتیکی و عملیاتی اجرای این خط مشی ها، موجب احساس ناکامی مجریان میشوند. همچنین، یافته ها نشان داد که احساس ناکامی مجریان از خط مشی ها، پیامدهایی در سطح خط مشِی، سازمان مجری ومجریان به همراه خواهد داشت. در نهایت عوامل فردی و سازمانی نیزشناسایی شد که در میزان احساس ناکامی مجریان و همچنین پیامدهای این احساس ناکامی، نقش مداخله گر ایفا میکرد. واژگان کلیدی:خط مشی عمومی، خط مشی های مالیاتی، مجریان، بیگانگی از خط مشی، نظریه داده بنیاد |
| واژههای کلیدی به انگلیسی | public policy, tax policies, implementers, alienation from policy, |
| واژههای کلیدی به فارسی | خط مشی عمومی، خط مشی های مالیاتی، مجریان، بیگانگی از خط مشی، نظریه داده بنیاد |
| پدیدآورنده | گل وردی، مهدی، |
| استاد راهنما | محمدحسين رحمتي، حسن دانايي فرد، |
| استاد مشاور | -، |
| استاد(ان) داور | |
| چکیده بازنگری شده به انگلیسی | |
| چکیده بازنگری شده به فارسی | |
| واژههای کلیدی بازنگری شده به انگلیسی | |
| واژههای کلیدی بازنگری شده به فارسی | |
| سایر توضیحات به فارسی | |
| سایر توضیحات به انگلیسی | |
| دفعات مشاهده | 15 بار |
| برگشت به فهرست | |